هژار فرج‌زادە

دانشجو بە دلیل بالا بودن سطح آگاهی و شعور سیاسی، اجتماعی و فرهنگی یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین اقشار جامعە محسوب می‌شود. این خصوصیات بارز او سبب شدە کە همیشە نقش و جایگاە وی نسبت بە سایر اقشار جامعە؛ از جملە قشر جوانان، زنان، سالخوردگان و… بسیار پررنگتر  و حائز اهمیت‌تر باشد.

این دانشجوست کە از خلل‌های جامعە، کمبودها، اشکالات و تناقض‌های آن بە خوبی آگاه است و بە دنبال راه‌حل‌های  ‌منطقی می‌گردد. اگر نگاهی بە جنبش‌های دانشجویی سدەی اخیر بیاندازیم؛ جنبش‌هایی مانند: جنبش می ۱۹۶۸ فرانسە یا جنبش میدان تیان آن من در سال ۱۹۸۹ در کشور چین و یا جنبش‌های ضدجنگ ویتنام در آمریکا و غیرە، همگی از دستاوردهای مهم قشر فرهیختەی دانشجوست کە بە درازای این سال‌ها هموارە کوشیدە در سمت درست تاریخ بایستد و در مواجهە با حکومت‌های استبدادی از هیچ کوششی دریغ نورزیدە است.

همچنان کە می‌بینیم در ایران نیز دانشجو، همان رسالت انقلابی خود را حفظ کرده و علیه هر حرکت غیردمکراتیک و غیرانسانی کە از جانب رژیم توتالیتر انجام گرفتە باشد؛ مقاومت و ایستادگی کرده و علیە آن، حتے به خیابان‌ها آمدە است. برای مثال می‌توان به اعتراضات دانشجویی تیر ۱۳۷۸ در کوی دانشگاه تهران و جنبش سبز در سال ۱۳۸۸ و جنبش “ژن، ژیان، ئازادی” در سال ۱۴۰۱ می‌توان اشاره کرد.

اکنون نیز طی چند روز اخیر شاهد بیداری و هوشیاری این قشر هستیم، بە طوری کە در اکثر دانشگاە‌های ایران دانشجو همگام با بازاریان و کسبە و کارمندان و دیگر اصناف داخل ایران؛ در جواب ناکارآمدی سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی بە خیابان‌ها آمدە و زنگ هشدار را برای حکومتی کە ۴۷ سال است خود را بە خواب زده و حرف مردم را نمی‌شنود بە صدا در آورده است.

نکتەی بسیار حائز اهمیت و کلیدی این اعتراضات دانشجویی در این است کە شاید بعضی از ما طوری پنداریم کە مردم و دانشجویان تنها و تنها بە‌دلیل مسائل اقتصادی و کاهش بهای ارزش پول ملی و تورم زیاد بە خیابان‌ها آمدەاند ولی برای هر انسان متفکر و خردمندی بە راحتی قابل درک است کە در پشت مسائل اقتصادی و گرانی‌ها واقعیتی وجود دارد و آن نیز مسائل سیاسی و گذار از جمهوری اسلامی و ریشەکن کردن سیستم ولایت فقیه می‌باشد، کە اولویت همەی مردم و علی‌الخصوص دانشجویان است؛ زیرا آنها بە این درک رسیدەاند کە دیگر جمهوری نیرنگ و فریب، قابل اصلاح نبوده و در صورت ادامەی سیاست‌هایش از جمله برنامەی هستەای، موشکی، و پشتیبانی از تروریسم و گروه‌های نیابتی می‌تواند مردم و کشور را بە سوی نابودی سوق دهد.

دانشجو می‌داند کە این سیستم و رژیم اگر قابل اصلاح  بود، در همان فردای انقلاب ۵۷، حجاب را برای کارمندان دانشجویان زن در دانشگاە‌های ایران اجباری نمی‌کرد. اگر قابل اصلاح بود در اعتراضات کوی دانشگاە دانشجویان را بە گلوله نمی‌بست، و کسانی چون “عزت‌الله ابراهیم‌نژاد” را به شهادت نمی‌رساند. دانشجو می‌داند اگر این حکومت قابل اصلاح بود، در جریان جنبش “ژن، ژیان، ئازادی” کسانی چون “آیلار حقی” و “حمیدرضا روحی” و دەها دانشجوی معترض و آزادی‌خواە را در خیابان‌ها بە گلوله نمی‌بست؛ بلکە می‌دانند کە تنها راه نجات، همانا عبور از جمهوری اسلامی می‌باشد.

همچنین در کردستان نیز قشر نخبه و برجستەی جامعە در پی پیداکردن راهی برای نجات و رهایی از این بن‌بست تاریخی می‌باشد و همیشه و بی‌وقفە در جستوجو و تکاپو برای اتحاد و همبستگی در میان دیگر دانشجویان داخل ایران برای رسیدن بە یک تفاهم مشترک برای مقصد مشترک کە برچیدن رژیم اسلامی می‌باشد را در سر دارد و برای رسیدن بە این مهم از هیچ کوششی دریغ نمی‌کند.

وەڵامێک بنووسە

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید